ناصر الدين منشى كرمانى
43
سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )
چگونه گرد وصمت تهمتى بر چهرهء تعفف او توان نشاند ؟ و بجست و جوى آن قضيه اعيان دولت قيام نمودند و بر وى ثابت شد و بسياست و قتلش انذار واجب دانستند و چند روز در مطمورهء چاه قلعه مقيد و ساليانى در حبس و توكيل بماند و بعد از آن دربارهء او رأى عفو بخش زلت بخشاى استيناف تربيت فرمود و مسند تدريس صفهء كتبخانهء مدرسهء قطبيه به دو ارزانى داشت . و پس از انقراض عهد تركان فتوى داد ببطلان اوقاف آن ملكهء متفضله ، و تجويز تخريب مسجد جامع درب نو كه آن خاتون بنا فرموده بود كرد و بدان سبب چون ممالك كرمان مراكز رايات سدره مثال و مضارب سرادقات عرش ظلال پادشاه خاتون آمد بانتقام آن اسائت از مسند تدريس و امامتش انزعاج فرمود و برادرش مولانا برهان الدين برهانشاه مجمع انواع فضايل و منبع زلال سلسال حسن شمايل و كان لطف معاشرت و ظرف محاورت ، در عربيت وفقه عديم - النظير و اغصان شعر عذبش بقطرات سلاست ريان و نضير و در وعظ و تذكير مشار اليه هر مشير در عهد سلطنت مظفر الدنيا و الدين محمد شاه سلطان روزى بر حسب اقتراحى كه بر وى كردند خورشيدوار از مطلع منبر طالع شد . اگر استحلائى كه مذاق مشام حاضران را از عبارات سلس جزل آن يگانه حاصل آمد باز رانم بتطويل انجامد و مع تلك الفضائل بر خلاف و تيرهء اقارب و عشيره خون و مال و عرض مسلمانان از قصد دست و زبان او در امن و سلامت است و روزگارى ممتد در كم آزارى گذرانيده و عهدى دراز قد از لذات و راحات جسمانى برخوردارى يافته بسر برد و حقيقت آنكه طراز خاندان سديدى و سنام و دو دابهء [ كذا ؟ ] دودمان امامى زوزنى اوست . و مولانا افضل العلماء و الحكماء عز الحق و الدين الكيشى را از شيراز استحضار و استطلاب فرمود و بر تربيت و اعزازش اقبال نمود و مدت بيست و پنج سال در كرمان طبيب مبارك نفس و قدم و پيشوا و استاد ائمهء امم بود ، رواق معالى را بدعايم فضايل افراشته و ملابس علوم را بطراز تحقيق نگاشته و چون ما وراء النهر سمت خرابى پذيرفت و از وطأت عساكر جرار و هجوم جيوش تاتار اهل آنجا لگد كوب محنت گوناگون شده ببلاء جلاء مبتلى گشتند شيخ زادهء جهان برهان الحق و الدين الباخرزى كه واسطهء عقد اخلاف شيخ شيوخ عهده و زمانه آية اللّه فى عظمة شأنه و علو مكانه سيف الحق و الدين المجلس العالى سعيد بن مطهر بن ابى المعالى قدس اللّه روحهما از وطن مألوف نهضت كرده بكرمان آمد و غريق انواع اصطناع و ايادى و مشمول اصناف الطاف باكر و غادى